یک قانونی هم هست که میگه :
هرچی کمتر محبت کنی بیشتر دوسِت دارن!!!
یک قانونی هم هست که میگه :
هرچی کمتر محبت کنی بیشتر دوسِت دارن!!!
میخواهم به اختصار و بدون تکلف بگویم: بسیار مهم است که خودمان باشیم و نه هیچ چیز دیگری... رؤیای تأثیر گذاشتن بر دیگران را از سر بیرون کنید. دربارهٔ خود مسائل فکر کنید.
افتاده درختی که به خود میبالید
از داغ تبر به خاک خود مینالید
گفتم چه کسی به ریشه ات زد گفتا
ان کس که به زیر سایه ام میخوابید
دنیا همه را می شکند
عده ای، از همانجا که می شکنند
قوی می شوند.🌱
عشق عشق نخواهد بود اگر با هر دگرگونی، خود نیز دگرگون شود، یا با رفتنِ یارِ ناپایدار از هم گسسته شود.
نه! عشق نشانهیِ همواره ثابتی است، که به طوفانها مینگرد و هرگز از جایِ خود نمیلرزد؛ عشق برایِ هر کشتینشستهٔ سرگردانی ستارهای است ثابت که قدر واقعیاش ناشناخته است امّا ارتفاعش قابل تخمین است.
عشق بازیچهٔ دستِ زمان نیست، گرچه لبها و گونههایِ گلگون عاقبت در درونِ حلقهٔ داسِ زمان گرفتار میشوند، امّا عشق با گذشتِ ساعتها و هفتهها در طولِ زمان تغییری نمیکند، بلکه آن را از سر میگذراند و تا روزِ قیامت باقی میماند .
بسیاری از دختران ما به احساسات مردانی اهمیت میدهند که بدترین صدمه را از آنها خوردهاند. همهٔ اینها پیامدهای فاجعهبار دوستداشتنی بودن است.
پس به جای اینکه به دخترت یاد بدهی که دوستداشتنی باشد، به او یاد بده که صادق و مهربان باشد. یاد بده که شجاع باشد؛ او را ترغیب کن که افکارش را به زبان بیاورد، حقایق وجودیاش را بیرون بریزد و وقتی اینگونه شد، او را مدح و ستایش کن. به او یاد بده که دوست داشتنی بودن را فراموش کند. وظیفهٔ او این نیست که خودش را دوست داشتنی کند، بلکه وظیفه دارد که خودِ خودش باشد؛ خودی که صادق است و نسبت به مساوات همهٔ انسانها حساس است .
در نبرد بین انسان و روزهای سخت،
این انسان های سخت هستند که می مانند، نه روزهای سخت…
- اگر نمیدانید چه میخواهید، نترسید. کافی است خیلی ساده به خودتان تعهد بدهید که "با تمام ظرفیتهایتان" زندگی کنید. در لحظه زندگی کنید و جهان استعدادهای بیهمتایتان را به شما نشان خواهد داد.
همین تعهد شما را بهسوی جاهایی که باید بروید راهنمایی خواهد کرد، کتابهایی را که باید بخوانید نشانِتان خواهد داد و افرادی را سر راهتان قرار میدهد که شما را کمک میکنند و آموزشهای لازم را در اختیارتان قرار میدهند.
به حرف جناب مولانا گوش کنید ضرر نمیکنید که میگه:
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
آدمى
متعلق به جایى که زاده و بزرگ شدهست، نیست
آدمى حتّی
متعلق به جایى که خوشحال و غمگین بودهست هم نیست
آدمى
متعلق به جایىست
که میخواهد باشد، ولى نیست
چیزى شبیه به لحظههایى
که در برابرش
بیش از حد سکوت مىکنیم.