مهارت هایی که تا ابد به دردت میخورن:
دیدن مسائل از زوایه دید های مختلف
استمرار در انجام کارها
صبور بودن
زندگی در لحظه
انعطاف پذیری
مدیریت زمان
تفکر نقاد
مدیریت درآمد
مدیریت احساسات
مهارت هایی که تا ابد به دردت میخورن:
دیدن مسائل از زوایه دید های مختلف
استمرار در انجام کارها
صبور بودن
زندگی در لحظه
انعطاف پذیری
مدیریت زمان
تفکر نقاد
مدیریت درآمد
مدیریت احساسات
آزمون واقعی شخصیت این است:
که چگونه
با کسی که
هیچ سودی برای شما ندارد
رفتار میکنید.
هرکی ازم میپرسه چرا همیشه انقدر ساکتی،
کلامِ داستایفسکی یادم میاد و تکرارش میکنم:
من استادِ سخن گفتن در سکوتم.
در تمامِ زندگیام با سکوت سخن گفتم
و سر تا سرِ تراژدیهای زندگیام را ساکت زیستهام!
یکی از مهارت های مورد نیاز زندگی مشترک، مهارت دلجویی کردن است.
از آنجا که خانم ها خیلی شنیداری هستند و دوست دارند بشنوند بهتر است، مردها عبارت هایی مانند این که
«من هنوز تو رو دوست دارم» و «تو برایم مهمی» و «من منظوری نداشتم» را زیاد استفاده کنند. نیاز ذاتی خانم ها دوست داشته شدن و دوست داشتن است؛ بنابراین وقتی در موضوعی قرار می گیرند که آزرده خاطرند نیاز ذاتی شان، آسیب می بیند و با خودشان فکر می کنند «من رو دوست نداره» یا «نفهمید من دوستش دارم.»
لازم به ذکر است که نیاز ذاتی آقایان نیز قدرت و توانایی است. معمولا در بحران ها احساس آزاردهنده آقایان بی کفایتی و تحقیر شدن است؛
بنابراین باید کلماتی به کار گرفته شود که این احساس از او گرفته و حس توانمندی به او بازگردانده شود؛ بیان عبارت هایی مانند
«من می دونم که تو می تونی» و «می دونم به فکر ما هستی و حواست هست» بسیار مهم است.
به طور کلی در دلجویی کردن باید به فرهنگ کلماتی که بین تان است، بیشتر توجه کنید و هر آنچه را که برای بهتر شدن حال طرف مقابل تان لازم است انجام دهید.
میخوام یه معادله مهم رو تو چند خط براتون بشکافم
کمال_گرایی، اهمال_کاری و آسیب به عزت نفس سه ضلع یک مثلت هستند.
♻️این هم توضیح ساده هرکدام
☘سختترین کارو انتخاب میکنیم (کمالگرایی)
☘تا دقیقه ۹۰ انجامش نمیدیم(اهمالکاری)
☘کار عالی از آب در نمیاد چون وقت نذاشتیم، شروع میکنیم به خودسرزنشگری…(آسیب به عزت نفس)
لطفاً چیزای خوب آدمارو بهشون بگید،
خوشتیپه بهش بگو
خوشگله بهش بگو
غذاش خوشمزهس بهش بگو
خوشگل میخنده بهش بگو
صداش قشنگه بهش بگو
مهربونه بهش بگو
بذارید آدما خوبی های خودشونو ببینن
دلیل حال خوب هم باشیم...
با ناباوری جملهای از کتاب خوبی را میخواندم با این مضمون کلی که:
جایگزینی برای شبکهسازی و ارتباط با دیگران که مسبب رشد و جایگاهسازی باشد، وجود ندارد.
من در پیچوخم حوادث و در تراشخوردگی درد و در نهایت استیصال دریافتهام که جایگزینی برای خوداندیشی، بازآفرینی جهان فکری و اقدام و عمل با تکیه بر خود وجود ندارد.
اگر قرار است دیگرانی کمک کنند یا شبکهسازی مجالی برای رشد فراهم آورد، در قدمهای بعد است.
شما را نمیدانم اما من ترجیح میدهم به جای تکیه بر مرحمت جهانیان و دیگران، پیش و بیش از هر کسی روی قدرت ذهن و عملگرایی حساب باز کنم چون گمان میکنم:
✔️که در ملال و رنج و ناکامی، جادویی نهفته است.
✔️که ابعاد کشف نشدهٔ وجود را میتوان در وقت درد شناخت.
✔️که انسان در مواجهه با عریانیِ زندگی، نهایتا تنهاست.
✔️که ذهن همواره آبستن ایدهها و راههای تازه است اگر بخواهیم و در مسیر بمانیم.
✔️که از «بودن» تا «شدن» مسیری است ناهموار که نمیتوان همواره با تکیه بر دیگران آن را هموار کرد.
𓄂𓆃
۱. برخی افراد در هنگام خشم، سعی میکنند خشم خود را نشان ندهند. به عبارت دیگر، این افراد خشم خود را فرو میخورند.
۲. برخی دیگر هنگام احساس خشم، رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان میدهند. داد میزنند، ناسزا میگویند، دیگران را کتک میزنند یا وسایلی را پرت میکنند. به عبارت دیگر، با رفتار خود به نحوی به دیگران یا وسایل آسیب میزنند.
۳. گاهی افراد رفتارهای پرخاشگرانه خود را به طور مستقیم نشان نمیدهند. یعنی ظاهرا هیچ رفتار پرخاشگرانهای انجام ندادهاند، ولی به فرد مقابل آسیب میزنند، مثلا ماشین فرد را پنجر میکنند. به چنین رفتارهایی «رفتارهای پرخاشگرانه منفعلانه» میگویند.
۴. برخی افراد علیرغم احساس خشم، کاری نمیکنند که به فرد مقابل آسیب بزنند، ولی احساس خود را نشان داده و خواسته خود را ابراز میکنند به این رفتارها، رفتارهای «جراتمندانه» میگویند.
تا زمانی که برای خوب زندگی نکردنتان به دلیلی خارج از خود میگردید،هیچ تغییر مثبتی در زندگیتان رخ نخواهد داد.
اگر روی صندلی قربانی نشسته اید و علل بدبختی تان را شوهر نادان ،رئیس بداخلاق ، عوامل بد ژنتیکی و وسواسی شدید میدانید و مسئولیتهای خود را به گردن دیگران می اندازید ، شما در وضعیتی هستید که از آن رهایی نخواهید داشت و به بن بست رسیده اید. مگر اینکه صندلی خود را عوض کرده روی صندلی مسئول بنشینید.
شما وفقط شما مسئول اوضاع تعیین کننده ی زندگیتان هستید و تنها شما توان تغییر آن را دارید. حتی اگر تحت فشار دیگران و موانع خارج از خود هستید باز هم حق استفاده از انتخاب های مختلف را دارید و میتوانید فرصت پیدا کردن راههای متفاوت برای مواجهه با آن موانع را به خود بدهید.
مسئولیت امورتان را بپذیرید...
میدونید ما بیش از همه از چیمیترسیم؟
از زندگی کردن.
چون زندگی کردن در معنای واقعیش مستلزم اینه:
✔️که همهٔ خودت رو وسط بذاری و در مراوداتت ارزشمندی خودت رو به تماشا بنشینی.
✔️که با خودت به صلح برسی و هر روز در اجتماع خودت رو بازی کنی.
✔️که به دنبال نسخهٔ بهتر خودت در آیندهٔ خیالی نگردی و هر روز این بهترین بودن رو در صحنهٔ زندگی اجرا کنی.
و اغلب ما شعفِ زنده بودن رو با هر روز از خواب بیدار شدن مزهمزه نمیکنیم
چون یاد گرفتیم جبرِ بودن رو «تحمل کنیم.»
چون یاد گرفتیم بخش بزرگی از خودمون رو پنهان کنیم تا تایید بقیه رو داشته باشیم.
و چون خود بودن، صلح با خود و پذیرش خود رو به اندازهٔ کافی تمرین نمیکنیم.
🖋️یکی از راههای چنین تمرینی برای من، نوشتنه.
البته نه هر نوع نوشتنی.
نوشتن با اصولی که سالها با سعیوخطا، با مطالعه و با تلاش بهش رسیدم.
❔شما «صلح با خود» و «پذیرش خود» رو چطور تمرین میکنید؟